خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با بیان احساسات خود از جدایی و دوری از معشوق سخن میگوید. او با گفتن «خیر باد» به کوی یار و خاطراتش، درد هجران و اشکهایش را توصیف میکند. در نهایت، با آرزوی ماندگاری معشوق و پذیرش سرنوشت خود، از او خداحافظی میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و مفاهیم شاعرانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۷۱ - رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
زحمتی گر بود کردم بر تو آسان خیر باد ۱
خیر بادی کوی یاران را که در روز وداع
رسم می باشد که می گویند یاران خیر باد ۲
وه که می باید به ناکام از تو دل برداشتن
ورنه با جانان کجا هرگز کند جان خیر باد ۳
دست هجران توام بس داغها بر جان نهاد
من نخواهم برد جان از دست هجران خیر باد ۴
در بهار وصل بودیم و خزان هجر یار
کرد دورم از تو ای سرو خرامان! خیر باد ۵
من چو سایه رو به دیوار عدم آورده ام
تو بمان جاوید ای خورشید تابان! خیر باد ۶
می گذارد جان نسیمی یادگار و می رود
با دل پرخون و چشم اشکباران خیر باد ۷
زحمتی گر بود کردم بر تو آسان خیر باد ۱
خیر بادی کوی یاران را که در روز وداع
رسم می باشد که می گویند یاران خیر باد ۲
وه که می باید به ناکام از تو دل برداشتن
ورنه با جانان کجا هرگز کند جان خیر باد ۳
دست هجران توام بس داغها بر جان نهاد
من نخواهم برد جان از دست هجران خیر باد ۴
در بهار وصل بودیم و خزان هجر یار
کرد دورم از تو ای سرو خرامان! خیر باد ۵
من چو سایه رو به دیوار عدم آورده ام
تو بمان جاوید ای خورشید تابان! خیر باد ۶
می گذارد جان نسیمی یادگار و می رود
با دل پرخون و چشم اشکباران خیر باد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.