خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر با درد و حسرت از معشوق خود خداحافظی می‌کند و با وجود دوری، دعای خیر برای او می‌گوید. او از جفاهای معشوق شکایت دارد اما همچنان امیدوار است که روزی دوباره او را ببیند. حتی پس از مرگ نیز آرزوی بوییدن زلف معشوق را دارد و از او می‌خواهد که اگر به یادش افتاد، نامه‌ای برایش بنویسد.

متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند جفا، حسرت و مرگ وجود دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.

مشاهده کامل

شماره ۷۰ - می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد

می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
دل به خدمت می گذارم یادگارت خیر باد ۱

هر کجا باشم همی گویم دعای دولتت
از خدا صد آفرین بر روزگارت خیر باد ۲

می روم با آب چشم و آتش دل بی خبر
از جفای ترک چشم پرخمارت خیر باد ۳

گر دهد عمرم امان، رویت ببینم عاقبت
ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد ۴

گر نسیم چین زلفت بگذرد بر خاک من
زنده برخیزم به بوی مشکبارت خیر باد ۵

گر ز من یاد آوری بنویس آخر رقعه ای
کای نسیمی بر کلام آبدارت خیر باد ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹ - سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.