خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر بیان میکند که نسبت به خرابیهای دنیا بیتفاوت است و غم آنها را نمیخورد. او برابری در فراز و نشیبهای زمانه، عدم وابستگی به روزی از شاهان و پرهیز از نوشیدن جام به منت را مطرح میکند. همچنین، شاعر از غمهای ناشی از دوری معشوق و بیاعتنایی دنیا سخن میگوید و تأکید میکند که غمهای مربوط به معشوق را تنها نمیخورد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند بیاعتنایی به دنیا و غمهای عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۹۲ - هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
عالم اگر خراب شود غم نمی خوریم ۱
بیش و کم زمانه بر ما برابرست
ما غصه زیاد و غم کم نمی خوریم ۲
منت نمی بریم پی روزی از شهان
جامی بمنت ار بدهد جم نمی خوریم ۳
دم نیست کز غم لب لعل تو جام جام
خونابها ز دیده پر نم نمی خوریم ۴
گشتیم گر چه خاک ز ما سر چه می کشی
از ما چه می گریزی آدم نمی خوریم ۵
هر دم ز دهر روی بما می نهد غمی
بی وجه ما شراب دمادم نمی خوریم ۶
در خوردن غم تو فضولی شریک ماست
هر غم که می رسد ز تو بی هم نمی خوریم ۷
عالم اگر خراب شود غم نمی خوریم ۱
بیش و کم زمانه بر ما برابرست
ما غصه زیاد و غم کم نمی خوریم ۲
منت نمی بریم پی روزی از شهان
جامی بمنت ار بدهد جم نمی خوریم ۳
دم نیست کز غم لب لعل تو جام جام
خونابها ز دیده پر نم نمی خوریم ۴
گشتیم گر چه خاک ز ما سر چه می کشی
از ما چه می گریزی آدم نمی خوریم ۵
هر دم ز دهر روی بما می نهد غمی
بی وجه ما شراب دمادم نمی خوریم ۶
در خوردن غم تو فضولی شریک ماست
هر غم که می رسد ز تو بی هم نمی خوریم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.