خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از جدایی، اشتیاق دیدار معشوق، رنج عشق و میل به وصال سخن میگوید. او خود را همچون شمعی میبیند که از آه میسوزد و حاضر است برای رسیدن به معشوق، تمام وجودش را فدا کند. همچنین، از طبیب میخواهد که او را درمان نکند تا در دیوانگی عشق غرق شود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۱ - دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
بگردون گر کشم سرباز می خواهم که برگردم ۱
ز شوق پای بوس آن سهی سرو روان مردم
ره فرصت ندارم کاش خاک رهگذر گردم ۲
طبیبا آن پری رو میل با دیوانها دارد
علاج من مکن بگذار تا دیوانه تر گردم ۳
ز برق آه خود چون شمع می سوزم ز سر تا پا
اگر نی دم بدم سر تا قدم از اشک تر گردم ۴
بسینه می خلد صدخار محنت هر دمم زان گل
سزد گر همچو غنچه غرقه در خون جگر گردم ۵
ز تیغ آرزو بر سینه دارم چاکها هر سو
بامیدی که تیر غمزه او را سپر گردم ۶
فضولی چون هوا تا کی کشم حبس حباب تن
خوشا کایم برون وان سرو را بر گرد سر گردم ۷
بگردون گر کشم سرباز می خواهم که برگردم ۱
ز شوق پای بوس آن سهی سرو روان مردم
ره فرصت ندارم کاش خاک رهگذر گردم ۲
طبیبا آن پری رو میل با دیوانها دارد
علاج من مکن بگذار تا دیوانه تر گردم ۳
ز برق آه خود چون شمع می سوزم ز سر تا پا
اگر نی دم بدم سر تا قدم از اشک تر گردم ۴
بسینه می خلد صدخار محنت هر دمم زان گل
سزد گر همچو غنچه غرقه در خون جگر گردم ۵
ز تیغ آرزو بر سینه دارم چاکها هر سو
بامیدی که تیر غمزه او را سپر گردم ۶
فضولی چون هوا تا کی کشم حبس حباب تن
خوشا کایم برون وان سرو را بر گرد سر گردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.