خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید و از درد فراق و نبود صبر و قرار شکایت میکند. او با وجود رنجش، از عشق خود خوشحال است و همچون بلبل شیفتهٔ گل رخسار معشوق است. همچنین، اشارهای به دوری از معشوق و غبار بر دل دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۹۰ - داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
دل سودا زده جان فگاری دارم ۱
بر دل ای خون جگر نم مرسان بهر خدا
که بدان لوح صفا نقش نگاری دارم ۲
کارم اینست که در راه غمش سربازم
با بلای عجبی خوش سر کاری دارم ۳
ز دلم برد غم سرو قدش صبر و قرار
روزگاریست نه صبری نه قراری دارم ۴
من باو مایل و او مست می استغنا
او ز من فارغ و من شاد که یاری دارم ۵
همچو بلبل شده ام واله گل رخساری
عجبی نیست اگر ناله زاری دارم ۶
دورم از خاک در دوست فضولی چه عجب
که بر آیینه دل باز غباری دارم ۷
دل سودا زده جان فگاری دارم ۱
بر دل ای خون جگر نم مرسان بهر خدا
که بدان لوح صفا نقش نگاری دارم ۲
کارم اینست که در راه غمش سربازم
با بلای عجبی خوش سر کاری دارم ۳
ز دلم برد غم سرو قدش صبر و قرار
روزگاریست نه صبری نه قراری دارم ۴
من باو مایل و او مست می استغنا
او ز من فارغ و من شاد که یاری دارم ۵
همچو بلبل شده ام واله گل رخساری
عجبی نیست اگر ناله زاری دارم ۶
دورم از خاک در دوست فضولی چه عجب
که بر آیینه دل باز غباری دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۹ - دایم تویی مقابل آیینه دلم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۱ - دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.