خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، جدایی و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از سایهٔ سرو، تیغهای عشق، دامهای دلربایی و غمهایش میگوید و در نهایت، از عشق به عنوان عاملی که حتی ممکن است به دین آسیب بزند، یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'رخنه در کار دین' ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشد.
شماره ۱۶۷ - ز سروت سایه کر بر من اندوهگین افتد
ز سروت سایه کر بر من اندوهگین افتد
بسر بر دارم و نگذارم آن را بر زمین افتد ۱
مرا بالای هم صد تیغ اگر بر سر زنی زان به
که کردی رنجه و از تندیت چین بر جبین افتد ۲
ز صید مرغ دل هر سو مهیا می شود دامی
ترا هر گه گره بر گیسوان عنبرین افتد ۳
دلم گم گشت و قدم شد دو تا در دست غم ماندم
بچاک سینه همچون خاتمی کز وی نگین افتد ۴
مقابل داشت خود را عکس در آیینه با رویت
چه بی شرمیست این یارب ببند آهنین افتد ۵
سواد دیده را مشگل توان برداشت از لعلش
ندارد راه رستن چون مگس در انگبین افتد ۶
فضولی شوق آن بت را درون سینه جا کردی
نترسیدی که ناگه رخنه ات در کار دین افتد ۷
بسر بر دارم و نگذارم آن را بر زمین افتد ۱
مرا بالای هم صد تیغ اگر بر سر زنی زان به
که کردی رنجه و از تندیت چین بر جبین افتد ۲
ز صید مرغ دل هر سو مهیا می شود دامی
ترا هر گه گره بر گیسوان عنبرین افتد ۳
دلم گم گشت و قدم شد دو تا در دست غم ماندم
بچاک سینه همچون خاتمی کز وی نگین افتد ۴
مقابل داشت خود را عکس در آیینه با رویت
چه بی شرمیست این یارب ببند آهنین افتد ۵
سواد دیده را مشگل توان برداشت از لعلش
ندارد راه رستن چون مگس در انگبین افتد ۶
فضولی شوق آن بت را درون سینه جا کردی
نترسیدی که ناگه رخنه ات در کار دین افتد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - نشاطم می کشد چون از تنم پیکان برون آید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.