خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش و توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و با استفاده از تصاویر طبیعی مانند خورشید، ماه، گلها و گوهرها، برتری معشوق را بر همهی اینها نشان میدهد. شاعر تأکید میکند که هیچچیز در جهان به پای زیبایی و جذابیت معشوق نمیرسد و این ویژگیها منحصر به فرد هستند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۷۲ - خورشید چنان نور ندارد که تو داری
خورشید چنان نور ندارد که تو داری
ناهید چنان سور ندارد که تو داری ۱
با لاله چون جام گل میگون بستان
آن نرگس مخمور ندارد که تو داری ۲
مه گرچه دهد نور به انگور ولیکن
زان خوشه انگور ندارد که تو داری ۳
مندیش و گهر پاش ز یاقوت که دریا
آن لؤلؤ منثور ندارد که تو داری ۴
خوش باش بدان طره و عارض که شب و روز
آن عنبر و کافور ندارد که تو داری ۵
هر چند تو دانی زدل من که زمانه
آن بنده مأمور ندارد که تو داری ۶
مردم ز غمت زنده کنم باز بیک بار
کان معجزه صد صور ندارد که تو داری ۷
جان تو که از بندگی خویشتنم شاه
این گونه همی دور ندارد که تو داری ۸
بهرام شه آن شه که فلک گوید اقبال
آن رایت منصور ندارد که تو داری ۹
حقا که توئی سایه حق گرچه به تحقیق
مه صد یک آن نور ندارد که تو داری ۱۰
ناهید چنان سور ندارد که تو داری ۱
با لاله چون جام گل میگون بستان
آن نرگس مخمور ندارد که تو داری ۲
مه گرچه دهد نور به انگور ولیکن
زان خوشه انگور ندارد که تو داری ۳
مندیش و گهر پاش ز یاقوت که دریا
آن لؤلؤ منثور ندارد که تو داری ۴
خوش باش بدان طره و عارض که شب و روز
آن عنبر و کافور ندارد که تو داری ۵
هر چند تو دانی زدل من که زمانه
آن بنده مأمور ندارد که تو داری ۶
مردم ز غمت زنده کنم باز بیک بار
کان معجزه صد صور ندارد که تو داری ۷
جان تو که از بندگی خویشتنم شاه
این گونه همی دور ندارد که تو داری ۸
بهرام شه آن شه که فلک گوید اقبال
آن رایت منصور ندارد که تو داری ۹
حقا که توئی سایه حق گرچه به تحقیق
مه صد یک آن نور ندارد که تو داری ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - خه خه که چو بوالعجب نگاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.