خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود میپردازد. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از بیوفایی و بیتوجهی او شکایت میکند. شاعر همچنین از ضعف صبر و عقل خود در برابر عشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشند که برای گروههای سنی پایین مناسب نیست.
شماره ۷۳ - خه خه که چو بوالعجب نگاری
خه خه که چو بوالعجب نگاری
یارب که چه دلفریب یاری ۱
در بزم چو کبک در خرامی
در رزم چو باز در شکاری ۲
در میدان است گوی حسنت
وقتست که می کنی سواری ۳
سوگند خوری که بی تو شادم
سوگند مخور که استواری ۴
ای روی نکو بسی نمانده است
تا هر چه بتر برویم آری ۵
در کار تو من چنین و آنگه
هر دم گوئی که در چه کاری ۶
ای شمسه نیکوان چه گویم
تا خاطر خویش بر گماری ۷
بر من شمر ار نباشدت رنج
تا کی دو سه بوسه شماری ۸
نی نی غلطم مرا بحل کن
تو بوسه کم بها نداری ۹
با صبر ضعیف و عقل سستم
هر دم گوئی بر وی خواری ۱۰
ای عقل بپای تا چه مرغی
وی صبر بیار تا چه داری ۱۱
گر بی خبری ز من عجب نیست
کز خوی خودت خبر نداری ۱۲
یارب که چه دلفریب یاری ۱
در بزم چو کبک در خرامی
در رزم چو باز در شکاری ۲
در میدان است گوی حسنت
وقتست که می کنی سواری ۳
سوگند خوری که بی تو شادم
سوگند مخور که استواری ۴
ای روی نکو بسی نمانده است
تا هر چه بتر برویم آری ۵
در کار تو من چنین و آنگه
هر دم گوئی که در چه کاری ۶
ای شمسه نیکوان چه گویم
تا خاطر خویش بر گماری ۷
بر من شمر ار نباشدت رنج
تا کی دو سه بوسه شماری ۸
نی نی غلطم مرا بحل کن
تو بوسه کم بها نداری ۹
با صبر ضعیف و عقل سستم
هر دم گوئی بر وی خواری ۱۰
ای عقل بپای تا چه مرغی
وی صبر بیار تا چه داری ۱۱
گر بی خبری ز من عجب نیست
کز خوی خودت خبر نداری ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - خورشید چنان نور ندارد که تو داری
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.