خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای آفرینش و نقشهای بینظیر خداوند در جهان اشاره میکند. شاعر بیان میکند که تمامی زیباییها و عجایب جهان از سوی خداوند خلق شدهاند و تنها کسانی که بینش و دانایی دارند، میتوانند این رازها را درک کنند. همچنین، تأکید میشود که همه چیز موقتی است و بنای هستی بر دریای بیکران استوار است. در پایان، شاعر به عشق الهی و راه عرفانی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۰۲ - هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم ۱
سر مویی ز زلف خود نمودیم
جهان را در بسی غوغا نهادیم ۲
چو آدم را فرستادیم بیرون
جمال خویش بر صحرا نهادیم ۳
جمال ما ببین کین راز پنهان
اگر چشمت بود پیدا نهادیم ۴
وگر چشمت نباشد همچنان دان
که گوهر پیش نابینا نهادیم ۵
کسی ننهاد و نتواند نهادن
طلسماتی که هر دم ما نهادیم ۶
مباش احوال مسمی جز یکی نیست
اگرچه این همه اسما نهادیم ۷
یقین میدان که چندینی عجایب
برای یک دل دانا نهادیم ۸
ز چندینی عجایب حصهٔ تو
اگر دانا نهای سودا نهادیم ۹
مشو مغرور چندین نقش زیراک
بنای جمله بر دریا نهادیم ۱۰
اگر موجی از آن دریا برآید
شود ناچیز هرچه اینجا نهادیم ۱۱
اگر اینجا ز دریا برکناری
جهانی پر غمت آنجا نهادیم ۱۲
وگر همرنگ دریا گردی امروز
تو را سلطانی فردا نهادیم ۱۳
دل عطار را در عشق این راه
چه گویی بی سر و بی پا نهادیم ۱۴
تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم ۱
سر مویی ز زلف خود نمودیم
جهان را در بسی غوغا نهادیم ۲
چو آدم را فرستادیم بیرون
جمال خویش بر صحرا نهادیم ۳
جمال ما ببین کین راز پنهان
اگر چشمت بود پیدا نهادیم ۴
وگر چشمت نباشد همچنان دان
که گوهر پیش نابینا نهادیم ۵
کسی ننهاد و نتواند نهادن
طلسماتی که هر دم ما نهادیم ۶
مباش احوال مسمی جز یکی نیست
اگرچه این همه اسما نهادیم ۷
یقین میدان که چندینی عجایب
برای یک دل دانا نهادیم ۸
ز چندینی عجایب حصهٔ تو
اگر دانا نهای سودا نهادیم ۹
مشو مغرور چندین نقش زیراک
بنای جمله بر دریا نهادیم ۱۰
اگر موجی از آن دریا برآید
شود ناچیز هرچه اینجا نهادیم ۱۱
اگر اینجا ز دریا برکناری
جهانی پر غمت آنجا نهادیم ۱۲
وگر همرنگ دریا گردی امروز
تو را سلطانی فردا نهادیم ۱۳
دل عطار را در عشق این راه
چه گویی بی سر و بی پا نهادیم ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۱ - ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
گوهر بعدی:غزل ۶۰۳ - تا ما ره عشق تو سپردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.