خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و فراق یار میگوید و بیان میکند که از روزی که معشوق را دیده، هر شب در غم او اشک خون گریه کرده است. او از معشوق میخواهد که سریعتر به سویش بیاید زیرا دل و جانش بدون او توانایی زندگی ندارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۳۱ - زان روز که چشم من به رویت نگریست
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست ۱
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - عهدیست که جام می ندیدم بر دست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.