خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از پیمانی میگوید که در آن جام می در دست نداشته و از عشرتهای زودگذر دوری کرده است. او بیان میکند که دل از شادی و کامرانی بریده، زیرا سوگوار عزیزانش نشسته است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اندوهآلود است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با روحیات آنان سازگار نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند زهد و دوری از دنیا نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
شماره ۳۰ - عهدیست که جام می ندیدم بر دست
عهدیست که جام می ندیدم بر دست
نه عشرت پنج روزه وامن پیوست ۱
دل از غم عیش و کامرانی برخاست
از بس که ماتم عزیزان بنشست ۲
نه عشرت پنج روزه وامن پیوست ۱
دل از غم عیش و کامرانی برخاست
از بس که ماتم عزیزان بنشست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - شاهی که سعادت و ظفر رهبر اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - زان روز که چشم من به رویت نگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.