خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به گفتوگوی بین دل و دیده میپردازد که هر یک از دیگری شکایت دارد. دیده از دل میپرسد که چرا گریه میکند و دل نیز از دیده میپرسد که چرا به عاقبت کار نمیاندیشد. هر دو طرف به نوعی از بیتوجهی دیگری به عواقب اعمالشان گله میکنند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد تا بتوان ارتباط عمیقتری با آن برقرار کرد.
شماره ۳۲ - ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
ای دیده نگویی که ترا با دل چیست
وی دل ز تو چند خواهد این دیده گریست ۱
ای دیده تو عاقبت نمی اندیشی
وی دل تو به عاقبت نمی دانی زیست ۲
وی دل ز تو چند خواهد این دیده گریست ۱
ای دیده تو عاقبت نمی اندیشی
وی دل تو به عاقبت نمی دانی زیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - زان روز که چشم من به رویت نگریست
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - ای موی سپید هیچ آزرمت نیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.