خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از نداشتن بال و پر برای پرواز به سوی معشوق و از درد و رنج عشق شکایت می‌کند. او از دوری و ناتوانی خود در رسیدن به معشوق می‌گوید و اظهار می‌دارد که حتی اگر تمام دنیا را در پیش چشم داشته باشد، باز هم چشم از معشوق برنمی‌دارد. شاعر خود را پروانه‌ای می‌داند که در آتش عشق می‌سوزد و از نداشتن قدرت و ثروت برای رسیدن به معشوق رنج می‌برد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۱۶ - جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم ۱

در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم
زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم ۲

روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم
گر ره بود بر آتش بیم خطر ندارم ۳

گر پرده‌های عالم در پیش چشم داری
گر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارم ۴

در پیش بارگاهت از دور بازماندم
کز بیم دور باشت روی گذر ندارم ۵

نه نه تو شمع جانی پروانهٔ توام من
زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم ۶

عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت
تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم ۷

عطار در هوایت پر سوخت از غم تو
پرواز چون نمایم چون هیچ پر ندارم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۵ - مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار می‌دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷ - دل رفت وز جان خبر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.