خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود اینکه به ظاهر مسلمان است، اما به دین و مسجد بیاعتنایی میکند و به جای آن به مینوشی و عشق زمینی روی آورده است. او خود را از صوفیان میداند اما از صفا و خلوص دور است. شاعر به جای خانقاه، در میخانه را میگشاید و به جای عبادت در مسجد، به عشق و مستی میپردازد. او خود را خراباتی میداند و به دنبال یار است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و خرابات ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۵۱۵ - مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار میدارم
مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار میدارم
مسلمانم همی خوانند و من زنار میدارم ۱
طریق صوفیان ورزم، ولیکن از صفا دورم
صفا کی باشدم چون من سر خمار میدارم ۲
ببستم خانقه را در، در میخانه بگشودم
ز می من فخر میگیرم ز مسجد عار میدارم ۳
چو یار اندر خرابات است من اندر کعبه چون باشم
خراباتی صفت خود را ز بهر یار میدارم ۴
به گرد کوی او هر شب بدان امید چون عطار
مگر بنوازدم یاری خروش زار میدارم ۵
مسلمانم همی خوانند و من زنار میدارم ۱
طریق صوفیان ورزم، ولیکن از صفا دورم
صفا کی باشدم چون من سر خمار میدارم ۲
ببستم خانقه را در، در میخانه بگشودم
ز می من فخر میگیرم ز مسجد عار میدارم ۳
چو یار اندر خرابات است من اندر کعبه چون باشم
خراباتی صفت خود را ز بهر یار میدارم ۴
به گرد کوی او هر شب بدان امید چون عطار
مگر بنوازدم یاری خروش زار میدارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۴ - تا عشق تو در میان جان دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۶ - جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.