خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق، رنج و اندوه سخن میگوید. شاعر از ظلم معشوق، بیوفایی و رنجهای عاشقانه مینالد و با تصاویری مانند خنجر زدن بر سینه، خونین دلان و طبیب خستهدل، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاه تلخ است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و رنج نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارد.
شماره ۴۲ - از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
باد ابحل خون منش گر خنجر دیگر زند ۱
شکرانه خواب خوشت مپسند در بیرون در
ناکرده خواب صبحدم گر حلقه ای بر در زند ۲
ساقی ندانم باده ام داد از کدامین میکده
کامشب سفالین ساغرم صد طعنه بر کوثر زند ۳
دل در بر مرغ حرم از رشگ خون گردد اگر
برگرد کویت طایری چون مرغ روحم پر زند ۴
از خاک ما خونین دلان گر برزند سر لاله ای
چیند چو او را بیدلی گو بوسد و بر سر زند ۵
از شوقت ای پیمان گسل شاید طبیب خسته دل
گر خیمه جان بر کند بیرون ازین کشور زند ۶
باد ابحل خون منش گر خنجر دیگر زند ۱
شکرانه خواب خوشت مپسند در بیرون در
ناکرده خواب صبحدم گر حلقه ای بر در زند ۲
ساقی ندانم باده ام داد از کدامین میکده
کامشب سفالین ساغرم صد طعنه بر کوثر زند ۳
دل در بر مرغ حرم از رشگ خون گردد اگر
برگرد کویت طایری چون مرغ روحم پر زند ۴
از خاک ما خونین دلان گر برزند سر لاله ای
چیند چو او را بیدلی گو بوسد و بر سر زند ۵
از شوقت ای پیمان گسل شاید طبیب خسته دل
گر خیمه جان بر کند بیرون ازین کشور زند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بگلشنی که زرویت نقاب می افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.