خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنج هجران، و محرومیت از وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از درد دوری، بیعدالتی در عشق، و ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش مینویسد. همچنین، اشارهای به رقابتهای عشقی و سنتهای سختگیرانه در عشق دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، رنجهای عاطفی، و مفاهیم پیچیدهای مانند هجران و محرومیت است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد.
شماره ۴۳ - برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
وزکی شنوم، کز تو شنیدن نگذارند ۱
ای وای بر آن مرغ گرفتار که در دام
پایش بگشایند و پریدن نگذارند ۲
افسوس که از شربت وصل تو رقیبان
نوشند و باین خسته چشیدن نگذارند ۳
آن لاله که بوی جگر سوخته اش نیست
از تربت ما کاش دمیدن نگذارند ۴
تا کی بره وصل تو بی فایده کوشم
ما را چو باین کام رسیدن نگذارند ۵
این با که توان گفت که ما را دل غمگین
خون گشته و از دیده چکیدن نگذارند ۶
چون خاک شوم از ستم هجر تو ترسم
پای تو باین خاک رسیدن نگذارند ۷
آنان که مرا عاشق روی تو نخوانند
آن به که مرا روی تو دیدن نگذارند ۸
این رسم قدیمست که در صیدگه عشق
بر خاک فتد صید و تپیدن نگذارند ۹
کافیست مرا بوئی از آن سنبل مشکین
گیرم گلی از باغ تو چیدن نگذارند ۱۰
جوئی چه طبیب از خم آن زلف رهائی؟
خوش باش کزین دام رهیدن نگذارند ۱۱
وزکی شنوم، کز تو شنیدن نگذارند ۱
ای وای بر آن مرغ گرفتار که در دام
پایش بگشایند و پریدن نگذارند ۲
افسوس که از شربت وصل تو رقیبان
نوشند و باین خسته چشیدن نگذارند ۳
آن لاله که بوی جگر سوخته اش نیست
از تربت ما کاش دمیدن نگذارند ۴
تا کی بره وصل تو بی فایده کوشم
ما را چو باین کام رسیدن نگذارند ۵
این با که توان گفت که ما را دل غمگین
خون گشته و از دیده چکیدن نگذارند ۶
چون خاک شوم از ستم هجر تو ترسم
پای تو باین خاک رسیدن نگذارند ۷
آنان که مرا عاشق روی تو نخوانند
آن به که مرا روی تو دیدن نگذارند ۸
این رسم قدیمست که در صیدگه عشق
بر خاک فتد صید و تپیدن نگذارند ۹
کافیست مرا بوئی از آن سنبل مشکین
گیرم گلی از باغ تو چیدن نگذارند ۱۰
جوئی چه طبیب از خم آن زلف رهائی؟
خوش باش کزین دام رهیدن نگذارند ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - صیاد را نگر که چه بیداد می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.