خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او خود را تشنهی محبت و عشق معشوق میداند و بیان میکند که تمام وجودش در خدمت و عشق به معشوق است. شاعر از دردها و رنجهای عشق میگوید و اعلام میکند که در دو جهان چیزی جز رضای معشوق برایش مهم نیست.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۶۴ - فتنهٔ زلف دلربای توام
فتنهٔ زلف دلربای توام
تشنهٔ جام جانفزای توام ۱
نیست چون زلف تو سر خویشم
گرچه چون زلف در قفای توام ۲
جز هوای توام نمیسازد
زانکه پروردهٔ هوای توام ۳
گر غباری است از منت زآن است
که من خسته خاک پای توام ۴
تا کنارم ز اشک دریا شد
نیست کاری جز آشنای توام ۵
چون به صد وجه تو بلای منی
من به صد درد مبتلای توام ۶
از همه فارغم که در دو جهان
می نیاید به جز رضای توام ۷
بس بود از دو عالم این ملکم
که تو آنی که من گدای توام ۸
از وجود فرید سیر شدم
گمشده در عدم برای توام ۹
تشنهٔ جام جانفزای توام ۱
نیست چون زلف تو سر خویشم
گرچه چون زلف در قفای توام ۲
جز هوای توام نمیسازد
زانکه پروردهٔ هوای توام ۳
گر غباری است از منت زآن است
که من خسته خاک پای توام ۴
تا کنارم ز اشک دریا شد
نیست کاری جز آشنای توام ۵
چون به صد وجه تو بلای منی
من به صد درد مبتلای توام ۶
از همه فارغم که در دو جهان
می نیاید به جز رضای توام ۷
بس بود از دو عالم این ملکم
که تو آنی که من گدای توام ۸
از وجود فرید سیر شدم
گمشده در عدم برای توام ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۳ - خط مکش در وفا کزآن توام
گوهر بعدی:غزل ۴۶۵ - در خطت تا دل به جان در بستهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.