خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق می‌نالد و از ناپایداری دنیا و بی‌وفایی مردم شکایت می‌کند. او با اشاره به ناله‌های بلبل و خارهای فراق، عمق غم خود را بیان می‌کند و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر به بی‌اعتباری عهد و وفا در زمانه اشاره کرده و از ناامیدی در عشق سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر، مانند درد فراق، ناپایداری دنیا و بی‌وفایی، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین ممکن است برای سنین پایین سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۱ - مرا تحمّل هجران آن نگار نباشد

مرا تحمّل هجران آن نگار نباشد
چو بلبلم هوس ناله های زار نباشد ۱

گلم ز دست به در شد چه می کنم بستان
به پای دل ز فراقش به غیر خار نباشد ۲

بیا به دیده نشینم که مردم چشمی
میان ما و تو ای دیده ام غبار نباشد ۳

مکن جفا به دل ریش من که در دو جهان
به غیر نام نکو هیچ یادگار نباشد ۴

به سخت و سست زمانه دلا بباید ساخت
بساز با بد و نیکش چو روزگار نباشد ۵

زمانه ای عجب و خلق جمله بوالعجب اند
به عهد و قول و وفا هیچ اعتبار نباشد ۶

به اختیار به هجران بکوش چندینی
چه حاصل از غم عشقت چو اختیار نباشد ۷

چو چشم جادویت ای دوست نیک سرمستم
به باده ی لب لعلت غم خمار نباشد ۸

جهان وفا نکند با کسی یقین می دان
نه با من و تو که این سفله پایدار نباشد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۰ - آن دل که به زلفین تو پابند نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۲ - ما را به جهان جز غم تو یار نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.