خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه بیانگر درد و رنج شاعر از فراق معشوق است. او تنها غم معشوق را در جهان میبیند و به جز جستجوی وصال او کاری ندارد. شاعر از درد فراق مینالد و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او خود را بیمار غم عشق میداند و درمانی جز معشوق نمییابد.
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اندوه عاشقانه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۶۲ - ما را به جهان جز غم تو یار نباشد
ما را به جهان جز غم تو یار نباشد
جز جستن وصل تو مرا کار نباشد ۱
از گلشن وصل تو من خسته جگر را
در پای دلم جز اثر خار نباشد ۲
چون سرو روان گر گذری پیش من آری
در پای تو جز جان من ایثار نباشد ۳
دانی به چه شرط این بتوان کرد که آن دم
در مجلس ما صحبت اغیار نباشد ۴
هستی تو طبیب دل پردرد جهانی
لیکن دل تو در غم بیمار نباشد ۵
حال من غمدیده تو بنگر که چه باشد
بیمار غم عشقم و تیمار نباشد ۶
گویند که دل را بده از دست به دلدار
دل داده ز دستم من و دلدار نباشد ۷
بیداری شبهای من خسته عجب نیست
در درد فراق تو که بیدار نباشد ۸
در کوی تو بارست سگان را به چه معنی
این بنده مهجور تو را بار نباشد ۹
جز جستن وصل تو مرا کار نباشد ۱
از گلشن وصل تو من خسته جگر را
در پای دلم جز اثر خار نباشد ۲
چون سرو روان گر گذری پیش من آری
در پای تو جز جان من ایثار نباشد ۳
دانی به چه شرط این بتوان کرد که آن دم
در مجلس ما صحبت اغیار نباشد ۴
هستی تو طبیب دل پردرد جهانی
لیکن دل تو در غم بیمار نباشد ۵
حال من غمدیده تو بنگر که چه باشد
بیمار غم عشقم و تیمار نباشد ۶
گویند که دل را بده از دست به دلدار
دل داده ز دستم من و دلدار نباشد ۷
بیداری شبهای من خسته عجب نیست
در درد فراق تو که بیدار نباشد ۸
در کوی تو بارست سگان را به چه معنی
این بنده مهجور تو را بار نباشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۱ - مرا تحمّل هجران آن نگار نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۳ - چون چشم خوشت نرگس مخمور نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.