خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان خود و دیگران صحبت میکند و از معشوق میخواهد که گاهی رخ بنماید تا عاشقان از آرزوی او دلشکسته نشوند. همچنین، شاعر به مفهوم سفر معنوی و رسیدن به کمال در راه عشق اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۳۵ - دل به امید وصل تو باد به دست میرود
دل به امید وصل تو باد به دست میرود
جان ز شراب شوق تو بادهپرست میرود ۱
از می عشق جان ما یافت ز دور شمهای
زیر زمین به بوی آن با دل مست میرود ۲
از می عشق ریختن بر دل آدم اندکی
از دل او به هر دلی دست به دست میرود ۳
رخ بنمای گه گهی کز پی آرزوی تو
بر دل و جان عاشقان سخت شکست میرود ۴
در ره تو رونده را در قدم نخستمین
نیست به نیست میفتد هست به هست میرود ۵
بالغ راه کی شوی چون ندهی به دوست جان
گرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت میرود ۶
گم شدهای فرید تو بازکش این زمان عنان
کافر چرخ ازین سخن سر زده پست میرود ۷
جان ز شراب شوق تو بادهپرست میرود ۱
از می عشق جان ما یافت ز دور شمهای
زیر زمین به بوی آن با دل مست میرود ۲
از می عشق ریختن بر دل آدم اندکی
از دل او به هر دلی دست به دست میرود ۳
رخ بنمای گه گهی کز پی آرزوی تو
بر دل و جان عاشقان سخت شکست میرود ۴
در ره تو رونده را در قدم نخستمین
نیست به نیست میفتد هست به هست میرود ۵
بالغ راه کی شوی چون ندهی به دوست جان
گرچه ز سال عمر تو پنجه و شصت میرود ۶
گم شدهای فرید تو بازکش این زمان عنان
کافر چرخ ازین سخن سر زده پست میرود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۴ - با لب لعلت سخن در جان رود
گوهر بعدی:غزل ۳۳۶ - تا سر زلف تو درهم میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.