خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر زیبایی و جذابیت معشوق را با استفاده از تشبیهات و استعارات زیبا توصیف میکند. او از لب لعل، زلف، خط و روی معشوق سخن میگوید و تأثیر این زیباییها را بر عقل، جان و دل خود بیان میکند. شاعر همچنین از تأثیر این زیباییها بر طبیعت و آسمان نیز سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۳۳۴ - با لب لعلت سخن در جان رود
با لب لعلت سخن در جان رود
با سر زلف تو در ایمان رود ۱
عقل چون شرح لب تو بشنود
پیش لعلت از بن دندان رود ۲
هر که او سرسبزی خط تو دید
چون قلم سر بر خط فرمان رود ۳
چون ببیند پستهٔ خط فستقیت
در خط تو با دل بریان رود ۴
آنچه رویت را رود در نیکویی
میندانم تا فلک را آن رود ۵
چون شود خورشید رویت آشکار
ماه زیر میغ در پنهان رود ۶
هر که روی همچو خورشید تو دید
گر همه چرخ است سرگردان رود ۷
هست جان عطار را شیرین از آنک
شرح آن لب بر زبان جان رود ۸
با سر زلف تو در ایمان رود ۱
عقل چون شرح لب تو بشنود
پیش لعلت از بن دندان رود ۲
هر که او سرسبزی خط تو دید
چون قلم سر بر خط فرمان رود ۳
چون ببیند پستهٔ خط فستقیت
در خط تو با دل بریان رود ۴
آنچه رویت را رود در نیکویی
میندانم تا فلک را آن رود ۵
چون شود خورشید رویت آشکار
ماه زیر میغ در پنهان رود ۶
هر که روی همچو خورشید تو دید
گر همه چرخ است سرگردان رود ۷
هست جان عطار را شیرین از آنک
شرح آن لب بر زبان جان رود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۳ - کسی کو خویش بیند بنده نبود
گوهر بعدی:غزل ۳۳۵ - دل به امید وصل تو باد به دست میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.