خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و وفای بیحد شاعر به معشوق (دوست) است. شاعر از رنجهای عشق میگوید اما با این حال، حاضر است همه چیز حتی جان خود را فدای معشوق کند. او دنیا و هر آنچه در آن است را در برابر معشوق ناچیز میشمارد و تنها آرزویش وصال با اوست.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۳۱ - جانم به لب رسید ز دست جفای دوست
جانم به لب رسید ز دست جفای دوست
عمر عزیز شد به سر اندر وفای دوست ۱
گر دوست جان طلب کند از من فداش باد
سر چون کشم من ای دل مسکین زرای دوست ۲
در قصد جان من اگر او را رضا بود
خواهم به جان خویشتن اوّل رضای دوست ۳
من دوست خواهم از دو جهان و خیال او
خود در جهان بگو چه بود ماورای دوست ۴
خواهم زبان خویش چو تیغ و سنان که تا
گویم به صبح و شام چو بلبل ثنای دوست ۵
گر در بهشت و روضه مرا وعده ای دهند
با دوست گر بود همه خواهم برای دوست ۶
گر بر دلست جای همه دلبران ولیک
باشد میان مردمک دیده جای دوست ۷
سلطانی جهان اگرم نیست گو مباش
خواهم به خاک کوی که باشم گدای دوست ۸
گرچه نکرد یاد من خسته از کرم
خالی نشد زبان و دلم از دعای دوست ۹
گرچه جفا رو به من ای دل ز مدعی
باید که نشنود به جهان ماجرای دوست ۱۰
عمر عزیز شد به سر اندر وفای دوست ۱
گر دوست جان طلب کند از من فداش باد
سر چون کشم من ای دل مسکین زرای دوست ۲
در قصد جان من اگر او را رضا بود
خواهم به جان خویشتن اوّل رضای دوست ۳
من دوست خواهم از دو جهان و خیال او
خود در جهان بگو چه بود ماورای دوست ۴
خواهم زبان خویش چو تیغ و سنان که تا
گویم به صبح و شام چو بلبل ثنای دوست ۵
گر در بهشت و روضه مرا وعده ای دهند
با دوست گر بود همه خواهم برای دوست ۶
گر بر دلست جای همه دلبران ولیک
باشد میان مردمک دیده جای دوست ۷
سلطانی جهان اگرم نیست گو مباش
خواهم به خاک کوی که باشم گدای دوست ۸
گرچه نکرد یاد من خسته از کرم
خالی نشد زبان و دلم از دعای دوست ۹
گرچه جفا رو به من ای دل ز مدعی
باید که نشنود به جهان ماجرای دوست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - فراغتیست مرا از جهان و هرچه دروست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - ای کرده دل ز هر دو جهان آرزوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.