خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و درد دوری و جفاهای او را بیان میکند. او از فدا کردن نام، ننگ، دل و دین برای معشوق میگوید و از این که دیگران او را به بدخویی متهم میکنند، شکایت دارد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر جهان سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۹ - دل من در خم چوگان دو زلفش چون گوست
دل من در خم چوگان دو زلفش چون گوست
که کند چاره ی درد دل ما را جز دوست ۱
رود خون می رود از دیده ی من در غم او
دل سنگین نگارم مگر از آهن و روست ۲
نام و ننگ و دل و دین در سر کارت کردم
دوستان عیب کنندم که فلانی بدخوست ۳
بنشین عمر گرانمایه مکن صرف غمش
جه کنم جان من و عشق فلان سنگ و سبوست ۴
روی مقصود چو در کعبه ی رویت دارم
این همه جور و جفا بر من مسکین ز چه روست ۵
دلبرا خوی بد از روی نکو حیف بود
خوی زشت از رخ خوب ای بت زیبا نه نکوست ۶
در جهان فاش شد و نیست ز عالم خبرش
که فلان شاه جهانست و جهان بنده ی اوست ۷
که کند چاره ی درد دل ما را جز دوست ۱
رود خون می رود از دیده ی من در غم او
دل سنگین نگارم مگر از آهن و روست ۲
نام و ننگ و دل و دین در سر کارت کردم
دوستان عیب کنندم که فلانی بدخوست ۳
بنشین عمر گرانمایه مکن صرف غمش
جه کنم جان من و عشق فلان سنگ و سبوست ۴
روی مقصود چو در کعبه ی رویت دارم
این همه جور و جفا بر من مسکین ز چه روست ۵
دلبرا خوی بد از روی نکو حیف بود
خوی زشت از رخ خوب ای بت زیبا نه نکوست ۶
در جهان فاش شد و نیست ز عالم خبرش
که فلان شاه جهانست و جهان بنده ی اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - دردم او دادست و درمانم از اوست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - فراغتیست مرا از جهان و هرچه دروست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.