خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و درد ناشی از بیوفایی معشوق سخن میگوید. او اشاره میکند که عمر خود را در جستوجوی معشوق صرف کرده، اما معشوق به عهد خود وفا نکرده و دل به دیگری سپرده است. شاعر با اشاره به زیباییهای معشوق، وفاداری را ویژگی نادری میداند و حتی اگر کسی به زیبایی یوسف باشد، بدون وفا ارزشی ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۵ - به دل چو سنگدلانی به مهربانی سست
به دل چو سنگدلانی به مهربانی سست
ز عهد دور به غایت، به دلریایی چست ۱
به جست و جوی تو عمر عزیز کردم صرف
به اختیار جدایی ز ما نباید جست ۲
نمی رود ز مقابل نهال قامت دوست
خیال قد چو سروت ز دیده ی ما رست ۳
گزید بر من بیچاره دلبری دیگر
وفا نکرد و دو چشم از حیا و شرم بشست ۴
هزار صورت مهوش اگر بود به جهان
ز دلبران طلبیدن وفا و عهد نخست ۵
اگر به حسن بود یوسف زمانه کسی
چه چیز ارزد اگر ناید او به عهد درست ۶
ز عهد دور به غایت، به دلریایی چست ۱
به جست و جوی تو عمر عزیز کردم صرف
به اختیار جدایی ز ما نباید جست ۲
نمی رود ز مقابل نهال قامت دوست
خیال قد چو سروت ز دیده ی ما رست ۳
گزید بر من بیچاره دلبری دیگر
وفا نکرد و دو چشم از حیا و شرم بشست ۴
هزار صورت مهوش اگر بود به جهان
ز دلبران طلبیدن وفا و عهد نخست ۵
اگر به حسن بود یوسف زمانه کسی
چه چیز ارزد اگر ناید او به عهد درست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - دل ربایی دلبری داریم چست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.