خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فراق معشوق خود سخن میگوید. او معشوق را به عنوان نور چشمانش توصیف میکند و از جفاهای او مینالد، اما در عین حال، عشق و وفاداری خود را به او ابراز میدارد. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند حقیقت، رعایت و هدایت سخن میگوید و معشوق را به عنوان منبع همه خوبیها میستاید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و فرهنگی نیاز دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشوند.
شماره ۱۳۴ - ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست
ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست
ما را فراق روی تو دانی کفایتست ۱
خسرو تویی حقیقت و شیرین منم یقین
ورنه ز گفت و گوی نظامی حکایتست ۲
زین بیشتر عنان محبّت ز ما متاب
جانا مرا به لطف تو چشم عنایتست ۳
بنواز بنده ای که ندارد بجز تو کس
ناچار بنده را ز تو چشم رعایتست ۴
یک لحظه خاطرم ز تو خالی نمی شود
آری به یمن دولت تو آن هدایتست ۵
سروش چگونه خوانم و طوبی و نارون
گویی ز باغ خلد قد دوست رایتست ۶
شرح جفا و جور بگویم به صد زبان
از ما ملال خاطر جانان به غایتست ۷
گر جان و ور جهان شده بنواز خاطرم
تا خود چرا ز ما بت ما را شکایتست ۸
ما را فراق روی تو دانی کفایتست ۱
خسرو تویی حقیقت و شیرین منم یقین
ورنه ز گفت و گوی نظامی حکایتست ۲
زین بیشتر عنان محبّت ز ما متاب
جانا مرا به لطف تو چشم عنایتست ۳
بنواز بنده ای که ندارد بجز تو کس
ناچار بنده را ز تو چشم رعایتست ۴
یک لحظه خاطرم ز تو خالی نمی شود
آری به یمن دولت تو آن هدایتست ۵
سروش چگونه خوانم و طوبی و نارون
گویی ز باغ خلد قد دوست رایتست ۶
شرح جفا و جور بگویم به صد زبان
از ما ملال خاطر جانان به غایتست ۷
گر جان و ور جهان شده بنواز خاطرم
تا خود چرا ز ما بت ما را شکایتست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - شوقم به روی دلبر خود بی نهایتست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - به دل چو سنگدلانی به مهربانی سست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.