خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، آزادی، رنجهای بشری، و قیامت میپردازد. شاعر از گرههای زندگی، محنتهای مشترک انسانها، و شعلههای عشق و شور سخن میگوید. همچنین، به کشتهشدگان راه عشق و آزادی اشاره میکند و از ذوق سخنرانی و بیان احساسات عمیق صحبت مینماید.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ، قیامت، و رنجهای بشری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۷ - تا در خم آن گیسو چین و شکن افتاده
تا در خم آن گیسو چین و شکن افتاده
بس بند و گره ز آن چین در کار من افتاده ۱
در مسلک آزادی ما را نبود هادی
جز آنکه در این وادی خونین کفن افتاده ۲
شادم که در این عالم از حرص بنی آدم
مسکین و غنی با هم اندر محن افتاده ۳
زین شعله که پیدا نیست آنکس که نسوزد کیست
این شور قیامت چیست در مرد و زن افتاده ۴
در عالم مسکینی جان داده بشیرینی
هر کشته که می بینی چون کوهکن افتاده ۵
از وادی عشق ای دل جان برده کسی مشکل؟
زیرا که به هر منزل سرها ز تن افتاده ۶
با ذوق سخنرانی گر نامه ما خوانی
در جای سخن دانی در از دهن افتاده ۷
بس بند و گره ز آن چین در کار من افتاده ۱
در مسلک آزادی ما را نبود هادی
جز آنکه در این وادی خونین کفن افتاده ۲
شادم که در این عالم از حرص بنی آدم
مسکین و غنی با هم اندر محن افتاده ۳
زین شعله که پیدا نیست آنکس که نسوزد کیست
این شور قیامت چیست در مرد و زن افتاده ۴
در عالم مسکینی جان داده بشیرینی
هر کشته که می بینی چون کوهکن افتاده ۵
از وادی عشق ای دل جان برده کسی مشکل؟
زیرا که به هر منزل سرها ز تن افتاده ۶
با ذوق سخنرانی گر نامه ما خوانی
در جای سخن دانی در از دهن افتاده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - ای توده دست قدرت از آستین برون کن
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - خوبرویان که جگر گوشه نازند همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.