خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر به موضوعاتی مانند امید، پایداری، تلاش برای رسیدن به حقوق، ارزش زندگی و انتظار برای رسیدن به خوشبختی می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که در برابر سختی‌ها مقاومت کند و به آینده امیدوار باشد، چرا که ممکن است روزی فرصت‌های بزرگی به دست آید. همچنین، تأکید می‌شود که دولت و قدرت در دست ملت است و باید برای به دست آوردن حقوق خود تلاش کرد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی، سیاسی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعاتی مانند مرگ و فشارهای زندگی اشاره دارند که نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳ - بی سر و پایی اگر در چشم خوار آید تو را

بی سر و پایی اگر در چشم خوار آید تو را
دل به دست آرش که یک روزی به کار آید تو را ۱

با هزاران رنج بردن گنج عالم هیچ نیست
دولت آن باشد ز در بی انتظار آید تو را ۲

دولت هر مملکت در اختیار ملت است
آخر ای ملت به کف کی اختیار آید تو را ۳

پافشاری کن، حقوق زندگان آور به دست
ورنه همچون مرده تا محشر فشار آید تو را ۴

نام جان کندن به شهر مردگان چون زندگیست
همچو من زین زندگانی ننگ و عار آید تو را ۵

تا نسازی دست و دامن را نگار از خون دل
کی به کف بی خون دل دست نگار آید تو را ۶

کیستی ای نوگل خندان که در باغ بهشت
بلبل شوریده دل هر سو هزار آید تو را ۷

کن روان از خون دل جو در کنار خویشتن
تا مگر آن سرو دلجو در کنار آید تو را ۸

فرخی بسپار جان وز انتظار آسوده شو
گر به بالینت نیامد در مزار آید تو را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲ - دوش یارم زد چو بر زلف پریشان شانه را
گوهر بعدی:شماره ۴ - ای که پرسی تا به کی دربند دربندیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.