خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق، دیوانگی، وفاداری، ظلم و بی‌عدالتی سخن می‌گوید. شاعر از عاشق و معشوق، دیوانگی عشق، وفاداری پروانه به شمع، و بی‌عدالتی در جهان انتقاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'دل سوراخ سوراخ' و 'ظلم و جور' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲ - دوش یارم زد چو بر زلف پریشان شانه را

دوش یارم زد چو بر زلف پریشان شانه را
مو به مو بگذاشت زیر بار دل ها شانه را ۱

نیست عاقل را خبر از عالم دیوانگی
گر ز نادانی ملامت می کند، دیوانه را ۲

در عزای عاشق خود شمع سوزد تا به حشر
خوب معشوق وفاداری بود، پروانه را ۳

جز دل سوراخ سوراخش نبود از دست شیخ
دانه دانه چون شمردم سبحه ی صد دانه را ۴

این بنای داد یارب چیست کز بیداد آن
دادها باشد به گردون محرم و بیگانه را ۵

از در و دیوار این عدلیه بارد ظلم و جور
محو باید کرد یک سر این عدالت خانه را ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - گلرنگ شد در و دشت، از اشکباری ما
گوهر بعدی:شماره ۳ - بی سر و پایی اگر در چشم خوار آید تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.