خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق بیحد و مرز شاعر به معشوق است. شاعر از ناتوانی خود در توصیف این عشق و جایگاه والای معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز، حتی مفاهیمی مانند کفر و ایمان، در برابر این عشق تاب نمیآورد. عشق معشوق چنان عظیم است که در هیچ جایگاهی نمیگنجد و تنها راه رسیدن به آن، فنا شدن در ذات معشوق است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۵ - مرا با عشق تو جان درنگنجد
مرا با عشق تو جان درنگنجد
چه از جان به بود آن درنگنجد ۱
نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان
که اینجا کفر و ایمان درنگنجد ۲
چنان عشق تو در دل معتکف شد
که گر مویی شود جان درنگنجد ۳
چه میگویم که طوفانی است عشقت
به چشم مور طوفان درنگنجد ۴
اگر یک ذره عشقت رخ نماید
به صحن صد بیابان درنگنجد ۵
اگر یوسف برون آید ز پرده
به قعر چاه و زندان درنگنجد ۶
چون دردت هست منوازم به درمان
که با درد تو درمان درنگنجد ۷
دلا آنجا که جانان است ره نیست
که آنجا غیر جانان درنگنجد ۸
تو چون ذره شو آنجا زانکه آنجا
به جز خورشید رخشان درنگنجد ۹
اگر فانی نگردد جان عطار
در آن خلوتگه آسان درنگنجد ۱۰
چه از جان به بود آن درنگنجد ۱
نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان
که اینجا کفر و ایمان درنگنجد ۲
چنان عشق تو در دل معتکف شد
که گر مویی شود جان درنگنجد ۳
چه میگویم که طوفانی است عشقت
به چشم مور طوفان درنگنجد ۴
اگر یک ذره عشقت رخ نماید
به صحن صد بیابان درنگنجد ۵
اگر یوسف برون آید ز پرده
به قعر چاه و زندان درنگنجد ۶
چون دردت هست منوازم به درمان
که با درد تو درمان درنگنجد ۷
دلا آنجا که جانان است ره نیست
که آنجا غیر جانان درنگنجد ۸
تو چون ذره شو آنجا زانکه آنجا
به جز خورشید رخشان درنگنجد ۹
اگر فانی نگردد جان عطار
در آن خلوتگه آسان درنگنجد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - حدیث عشق در دفتر نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.