خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس گمگشتگی، تنهایی و جستوجوی معنویت سخن میگوید. او از دلشدگی، بیگانگی از دنیا و نیاز به راهنمایی معنوی میگوید و در پی یافتن پاسخ برای پرسشهای عمیق خود است. شاعر از رنجها و مشکلات زندگی میگوید و در جستوجوی کسی است که بتواند او را از این وضعیت نجات دهد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۲ - ای دلشده دلربای من کیست
ای دلشده دلربای من کیست
از جای شدم به جای من کیست ۱
بیگانه شدم ز هر دو عالم
واگه نه که آشنای من کیست ۲
ره گم کردم درین بیابان
کو رهبر و رهنمای من کیست ۳
جان میکاهم درین ره دور
پیک ره جانفزای من کیست ۴
صد بار بریختند خونم
در عهدهٔ خونبهای من کیست ۵
هر دم گرهی عظیم افتد
در پرده گرهگشای من کیست ۶
صد کار فتاده هر کسی را
غمخوارهٔ من برای من کیست ۷
محرومم ازین طلب که دارم
مطلوب حرمسرای من کیست ۸
گر من سجلی کنم درین کار
جز زردی رخ گوای من کیست ۹
بر گفت فرید ماجرایی
اشنودهٔ ماجرای من کیست ۱۰
از جای شدم به جای من کیست ۱
بیگانه شدم ز هر دو عالم
واگه نه که آشنای من کیست ۲
ره گم کردم درین بیابان
کو رهبر و رهنمای من کیست ۳
جان میکاهم درین ره دور
پیک ره جانفزای من کیست ۴
صد بار بریختند خونم
در عهدهٔ خونبهای من کیست ۵
هر دم گرهی عظیم افتد
در پرده گرهگشای من کیست ۶
صد کار فتاده هر کسی را
غمخوارهٔ من برای من کیست ۷
محرومم ازین طلب که دارم
مطلوب حرمسرای من کیست ۸
گر من سجلی کنم درین کار
جز زردی رخ گوای من کیست ۹
بر گفت فرید ماجرایی
اشنودهٔ ماجرای من کیست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - گر جمله تویی همه جهان چیست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - در عشق قرار بیقراری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.