خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از یاد و نام معشوق و تأثیر عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. او با تصاویر زیبایی مانند شکفتن گل از دل و لب، و تبدیل قطرههای خون به گلستان، عشق و اشتیاق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۹ - یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
نام او بردم ز لب تا گوش مستان گل شکفت ۱
بسکه لبریز تماشای تو بودم زیر تیغ
از گل هر قطره خونم صد گلستان گل شکفت ۲
نام او بردم ز لب تا گوش مستان گل شکفت ۱
بسکه لبریز تماشای تو بودم زیر تیغ
از گل هر قطره خونم صد گلستان گل شکفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.