خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه میتوان با وجود دردها و رنجها، زیباییها و امیدها را نیز دید. او از خاموشی و تنهایی خود میگوید اما اشاره میکند که حتی از غنچهها نیز میتوان درسهای زندگی آموخت. در نهایت، شاعر به از دست دادن عزیزی اشاره میکند و درد این فقدان را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند فقدان و اندوه نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۷۸ - افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
راه شکفتگی به چمن می توان گرفت ۱
در گلشنی گداخته خاموشیت مرا
کز غنچه هم گلاب سخن می توان گرفت ۲
دارد شهید زندگیم بی تو آسمان
خون مرا ز کشتن من می توان گرفت ۳
راه شکفتگی به چمن می توان گرفت ۱
در گلشنی گداخته خاموشیت مرا
کز غنچه هم گلاب سخن می توان گرفت ۲
دارد شهید زندگیم بی تو آسمان
خون مرا ز کشتن من می توان گرفت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.