خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند گل، باده، و بهار برای بیان احساسات عمیق و حالات روحی استفاده می‌کند. شاعر از دیدار معشوق، مستی و بیخودی، و پیام‌های عرفانی سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند باده و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۹ - تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد

تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
خنده زد گل زخمی ناله در خروش آمد ۱

چشم او نگاهی کرد لعل او حدیثی گفت
هوش مست و بیخود شد بیخودی به هوش آمد ۲

نکهت بهار آمد ساغر طرب برکف
مژده می پرستان را پیر می فروش آمد ۳

پیر دیر را دیدم سرنوشت پرسیدم
گفت آیت رحمت بهر باده نوش آمد ۴

هر که دید خندانش در قبای گلگون گفت
سرو گل فروش آمد شمع شعله پوش آمد ۵

در چمن گل و غنچه داد میکشی دادند
این پیاله نوش آمد آن سبو به دوش آمد ۶

چون اسیر دیوانه توبه از ریا کردم
حرف ناصحان ما را اینقدر به گوش آمد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - ز خوی سرکشی دل در بر امید می رقصد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.