خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق سوزان و درد فراق سخن میگوید. شاعر با تصاویر آتشین و پراحساس، حالات درونی خود را بیان میکند که همه چیز را در آتش عشق میبیند. از ساغر و مینا گرفته تا سرو و گل، همه در آتش عشق و یاد معشوق میسوزند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، شدت احساسات و توصیفات آتشین ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۹۱ - ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است ۱
روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است ۲
از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است ۳
از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است ۴
یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است ۵
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است ۱
روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است ۲
از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است ۳
از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است ۴
یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - روز جزا خجالت سرشار نارساست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.