خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به ستایش ساقی و شراب معنوی می‌پردازد و از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌های مشتاق و جان‌های نگران می‌گوید و به زیبایی و تأثیر معشوق در جهان اشاره می‌کند. در پایان، او از گذرا بودن جهان و اهمیت عشق حقیقی سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی نیاز به درک عمیق‌تری از ادبیات دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۰ - ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست

ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست
پر کن قدح باده، که دل در خفقانست ۱

آن سرو روان رفت بهر جای که دل داشت
جان و دل ما در پی آن سرو روانست ۲

آن شاه دل افروز، که سرمایه حسنست
هرجا که روان شد دل و جانها نگرانست ۳

دلها همه گلشن شد و جانها همه روشن
آن ماه دل افروز مگر شمع جهانست؟ ۴

دل خواست که با عشق برآید بتجلد
هرچند که کوشید، ولیکن نتوانست ۵

جام دل ما را بشکست آن مه روشن
گر جام شکسته است، ولی دوست همانست ۶

ساقی، بده آن جام وز شفقت نظری کن
قاسم گذرانست و جهان در گذرانست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - بگوش سرو چه گفتی؟ که پای کوبانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.