خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به زیباییهای زندگی، عشق، و لذتهای گذرا اشاره میکند. شاعر از اهمیت شادی و لذت بردن از لحظه سخن میگوید و به انتقاد از زاهدان و افرادی که از درک عمیق زندگی عاجزند میپردازد. همچنین، عشق را به عنوان نیرویی الهی و رهبر روح توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۹ - ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
جامی بکف آرید، که عالم گذرانست ۱
هر کو قدحی خورد ازین خم دل افروز
سلطان زمینست و سلیمان زمانست ۲
در مجلس عشاق همه شور و قیامت
در محفل زهاد همه امن و امانست ۳
این نوبت شادیست، گه لطف و کرمهاست
آن خواجه ندانست و نداند که ندانست ۴
خود با که توان گفت که آن ماه دل افروز
هم رهزن جان آمد و هم رهبر جانست؟ ۵
هرکس که ورا دید و بدانست بتحقیق
مرد همه بین آمد و شاه همه دانست ۶
هرگه که ز من یاد کند آن گل سیراب
با دوست بگویید که: قاسم نگرانست ۷
جامی بکف آرید، که عالم گذرانست ۱
هر کو قدحی خورد ازین خم دل افروز
سلطان زمینست و سلیمان زمانست ۲
در مجلس عشاق همه شور و قیامت
در محفل زهاد همه امن و امانست ۳
این نوبت شادیست، گه لطف و کرمهاست
آن خواجه ندانست و نداند که ندانست ۴
خود با که توان گفت که آن ماه دل افروز
هم رهزن جان آمد و هم رهبر جانست؟ ۵
هرکس که ورا دید و بدانست بتحقیق
مرد همه بین آمد و شاه همه دانست ۶
هرگه که ز من یاد کند آن گل سیراب
با دوست بگویید که: قاسم نگرانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - امشب شب آدینه و فردا رمضانست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.