خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که درباره عشق به معشوق الهی و ارتباط روحانی با او سخن میگوید. شاعر از دیدار با دلدار و رحمت پنهانی خداوند صحبت میکند و اشاره میکند که هرچه از معشوق میآید، وحی یا فراتر از حجابهاست. در پایان، شاعر از کور بودن مقلدان و ناتوانی آنها در دیدن راه صحبت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی است که برای درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز است. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۴ - سخنی می رود بوجه صواب
سخنی می رود بوجه صواب
همه قشرند و دوست لب لباب ۱
دوست در پرده می نماید روی
دل ما چاک می زند جلباب ۲
ما و دلدار خوش نشسته بهم
«اغلق الباب، ایها البواب » ۳
از خدا رحمتیست پنهانی
دل بیدار و دیده بی خواب ۴
هرچه آید از آن حبیب قلوب
جمله وحیست، یا ورای حجاب ۵
در شادی و دیدن دلدار
بگشای، ای مفتح الابواب ۶
قاسمی، این مقلدان کورند
ره نبینند در خطاب و صواب ۷
همه قشرند و دوست لب لباب ۱
دوست در پرده می نماید روی
دل ما چاک می زند جلباب ۲
ما و دلدار خوش نشسته بهم
«اغلق الباب، ایها البواب » ۳
از خدا رحمتیست پنهانی
دل بیدار و دیده بی خواب ۴
هرچه آید از آن حبیب قلوب
جمله وحیست، یا ورای حجاب ۵
در شادی و دیدن دلدار
بگشای، ای مفتح الابواب ۶
قاسمی، این مقلدان کورند
ره نبینند در خطاب و صواب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - سخنی می رود به صدق و صواب
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.