خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و وصف زیباییهای طبیعت با استعارههای عاشقانه است. شاعر از عشق و درد فراق میگوید و خود را فدای معشوق میکند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند گل، لاله و ذره برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی استعارهها و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۵۷۹ - میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
دیدیم قیامت را دیروز ز بالایی ۱
چون خسته شود خاطر بوسم لب معشوقی
چون درد سرم آید سایم به کف پایی ۲
سنگ ره وصلش را چون سرمه بسی سودم
هر آبله در پایم شد دیدهٔ بینایی ۳
قربان تو می گردم تا هست مرا جانی
من ذره تو خورشیدی من بنده تو مولایی ۴
هر لاله در این صحرا داغی است ز مجنونی
هر گل خبری دارد از عارض لیلایی ۵
هر ذره در این عالم از پرتو خورشیدی است
هر قطره که می بینی آبی است ز دریایی ۶
در ذیل نکونامان بسیار چو بسطامی است
در دفتر بدنامان کو مثل سعیدایی؟ ۷
دیدیم قیامت را دیروز ز بالایی ۱
چون خسته شود خاطر بوسم لب معشوقی
چون درد سرم آید سایم به کف پایی ۲
سنگ ره وصلش را چون سرمه بسی سودم
هر آبله در پایم شد دیدهٔ بینایی ۳
قربان تو می گردم تا هست مرا جانی
من ذره تو خورشیدی من بنده تو مولایی ۴
هر لاله در این صحرا داغی است ز مجنونی
هر گل خبری دارد از عارض لیلایی ۵
هر ذره در این عالم از پرتو خورشیدی است
هر قطره که می بینی آبی است ز دریایی ۶
در ذیل نکونامان بسیار چو بسطامی است
در دفتر بدنامان کو مثل سعیدایی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۸ - ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
گوهر بعدی:شماره ۵۸۰ - ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.