خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از سعیدا، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از ناز و نیاز معشوق، تأثیر نگاه او، و تأثرات عاطفی خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سفر حج و جدایی از خود دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۲۴۹ - چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
تمام ناشده نازش [نیاز] می آرد ۱
بغیر نخوت حج، حاجی بیابانگرد
دگر چه تحفه ز راه حجاز می آرد ۲
در این سراچهٔ بازیچه، می ندانم کیست
که هر زمان ز خودم برده باز می آرد ۳
چو در عرق گل رخسار شعله ریز شود
چو شمع، جان مرا در گداز می آرد ۴
چه عشوه غمزه چه ناز و کرشمه از هر سو
جداجدا به دلم ترکتاز می آرد ۵
نگاه چشم تو ما را به گفتگو آورد
که باده بر سر افشای راز می آرد ۶
خیال قامت او چون رسد به یاد، مرا
پی کشیدن آه دراز می آرد ۷
چه همت است سعیدا به عشق، بالا دست
که جغد می برد و شاهباز می آرد ۸
تمام ناشده نازش [نیاز] می آرد ۱
بغیر نخوت حج، حاجی بیابانگرد
دگر چه تحفه ز راه حجاز می آرد ۲
در این سراچهٔ بازیچه، می ندانم کیست
که هر زمان ز خودم برده باز می آرد ۳
چو در عرق گل رخسار شعله ریز شود
چو شمع، جان مرا در گداز می آرد ۴
چه عشوه غمزه چه ناز و کرشمه از هر سو
جداجدا به دلم ترکتاز می آرد ۵
نگاه چشم تو ما را به گفتگو آورد
که باده بر سر افشای راز می آرد ۶
خیال قامت او چون رسد به یاد، مرا
پی کشیدن آه دراز می آرد ۷
چه همت است سعیدا به عشق، بالا دست
که جغد می برد و شاهباز می آرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.