خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و فلسفی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، صبر، رنج، و تحول در زندگی میپردازد. شاعر از وصل یار، رنج عشق، و ارزش هنر و تلاش سخن میگوید و با نگاهی نمادین به طبیعت و زندگی، مفاهیم عمیقی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۴۸ - صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
صبحدم از شب وصل تو اثر می آرد
آفتاب از سر کوی تو خبر می آرد ۱
دیگر از روز قیامت نهراسد هرگز
هر که با من شب هجری به سحر می آرد ۲
می توان گفت دل آینه را از سنگ است
که به روی تو چنین تاب نظر می آرد ۳
مزهٔ چاشنی لعل تو در کام خیال
داند آن کس که به صد خون جگر می آرد ۴
مفلسی باعث تکمیل کسی می گردد
هر که بی زر چو شود رو به هنر می آرد ۵
آسمان بوقلمون ساز اگر نیست چرا
هر زمان در نظرم رنگ دگر می آرد ۶
فکر پاپوش چها گردن مردم خم کرد
چه بلاها به سر کوه، کمر می آرد ۷
بینوایی است نوابخش سعیدا که درخت
برگ می ریزد و آن گاه ثمر می آرد ۸
آفتاب از سر کوی تو خبر می آرد ۱
دیگر از روز قیامت نهراسد هرگز
هر که با من شب هجری به سحر می آرد ۲
می توان گفت دل آینه را از سنگ است
که به روی تو چنین تاب نظر می آرد ۳
مزهٔ چاشنی لعل تو در کام خیال
داند آن کس که به صد خون جگر می آرد ۴
مفلسی باعث تکمیل کسی می گردد
هر که بی زر چو شود رو به هنر می آرد ۵
آسمان بوقلمون ساز اگر نیست چرا
هر زمان در نظرم رنگ دگر می آرد ۶
فکر پاپوش چها گردن مردم خم کرد
چه بلاها به سر کوه، کمر می آرد ۷
بینوایی است نوابخش سعیدا که درخت
برگ می ریزد و آن گاه ثمر می آرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - جهان تو را به سر انکسار می آرد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.