خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی به موضوعات گذرایی زندگی، بیثباتی دنیا و بیارزشی مال و منصب دنیوی میپردازد. شاعر با اشاره به تغییرات طبیعت و ناپایداری عمر انسان، مخاطب را به تفکر درباره ارزشهای واقعی زندگی و دوری از دلبستگی به مادیات دعوت میکند.
این متن حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹ - برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
چون دست میدهد نفسی موجب فراغ ۱
کاین سیل متفق بکند روزی این درخت
وین باد مختلف بکشد روزی این چراغ ۲
سبزی دمید و خشک شد و گل شکفت و ریخت
بلبل ضرورتست که نوبت دهد به زاغ ۳
بس مالکان باغ که دوران روزگار
کردست خاکشان گل دیوارهای باغ ۴
فردا شنیدهای که بود داغ زر و سیم
خود وقت مرگ مینهد این مرده ریگ داغ ۵
بس روزگارها که برآید به کوه و دشت
بعد از من و تو ابر بگرید به باغ و راغ ۶
سعدی به مال و منصب دنیا نظر مکن
میراث بس توانگر و مردار بس کلاغ ۷
گر خاک مرده باز کنی روشنت شود
کاین باد بارنامه نه چیزیست در دماغ ۸
گر بشنوی نصیحت وگر نشنوی، به صدق
گفتیم و بر رسول نباشد به جز بلاغ ۹
چون دست میدهد نفسی موجب فراغ ۱
کاین سیل متفق بکند روزی این درخت
وین باد مختلف بکشد روزی این چراغ ۲
سبزی دمید و خشک شد و گل شکفت و ریخت
بلبل ضرورتست که نوبت دهد به زاغ ۳
بس مالکان باغ که دوران روزگار
کردست خاکشان گل دیوارهای باغ ۴
فردا شنیدهای که بود داغ زر و سیم
خود وقت مرگ مینهد این مرده ریگ داغ ۵
بس روزگارها که برآید به کوه و دشت
بعد از من و تو ابر بگرید به باغ و راغ ۶
سعدی به مال و منصب دنیا نظر مکن
میراث بس توانگر و مردار بس کلاغ ۷
گر خاک مرده باز کنی روشنت شود
کاین باد بارنامه نه چیزیست در دماغ ۸
گر بشنوی نصیحت وگر نشنوی، به صدق
گفتیم و بر رسول نباشد به جز بلاغ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸ - ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.