خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات عمیق روحانی و معنوی مانند پنهانکردن اسرار دل، جستوجوی حقیقت، رهایی از شهوت و هواهای نفسانی، و رسیدن به آزادی و استغنای معنوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به جای توجه به ظواهر، به باطن و جوهر وجودی خود توجه کند و با پاکسازی دل، به حقیقت برسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهوت و هواهای نفسانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد.
غزل ۴۰ - عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
نقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل ۱
گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست
شهوت آتشگاه جانست و هوا زنار دل ۲
آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمار
صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل ۳
این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملک
نگذرد تا صورت دیوست بر دیوار دل ۴
ملک آزادی نخواهی یافت و استغنای مال
هر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل ۵
در نگارستان صورت ترک حفظ نفس گیر
تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل ۶
نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیست
با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل ۷
سعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاست
گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل ۸
نقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل ۱
گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست
شهوت آتشگاه جانست و هوا زنار دل ۲
آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمار
صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل ۳
این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملک
نگذرد تا صورت دیوست بر دیوار دل ۴
ملک آزادی نخواهی یافت و استغنای مال
هر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل ۵
در نگارستان صورت ترک حفظ نفس گیر
تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل ۶
نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیست
با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل ۷
سعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاست
گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹ - برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.