این متن بر اهمیت انسانیت و ارزشهای انسانی تأکید دارد و تفاوت انسان با حیوانات را در داشتن عقل و اخلاق میداند. شاعر بیان میکند که انسانیت تنها در ظاهر و جسم نیست، بلکه در رفتار و اخلاق متجلی میشود. او از انسان میخواهد که از شهوت و جهل دوری کند و به جایگاه والای انسانی برسد، جایی که تنها خدا را ببیند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند شهوت و جهل ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۸ - تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت ۱
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت ۲
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت ۳
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت ۴
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت ۵
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت ۶
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت ۷
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت ۸
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
عالی بود
سلام لف ونشرهم توی این بیت هست؟!