خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که از دردها و رنجهای خود شکایت نمیکند، بلکه آنها را پذیرفته و حتی از آنها لذت میبرد. او به عشق و وصال معشوق اشاره میکند اما در نهایت به تنهایی و غم خود بسنده میکند و صبر را یار خود میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند درد، غم و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۸۳ - من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
که مرا غایت کام است جگر خواری خویش ۱
کام دل از تو نجویم که بسی خوش دارم
خار خار جگر و سوز دل و زاری خویش ۲
ای طبیب ار نکنی چاره من وقت خوش است
که من خسته خوشم نیز به بیماری خویش ۳
گر نشد روزی من روز وصال تو بس است
شب تنهایی و کنج غم و بیداری خویش ۴
صبر اگر یار بود در غم دل اهلی را
گر تو یارش نشوی بس بودش یاری خویش ۵
که مرا غایت کام است جگر خواری خویش ۱
کام دل از تو نجویم که بسی خوش دارم
خار خار جگر و سوز دل و زاری خویش ۲
ای طبیب ار نکنی چاره من وقت خوش است
که من خسته خوشم نیز به بیماری خویش ۳
گر نشد روزی من روز وصال تو بس است
شب تنهایی و کنج غم و بیداری خویش ۴
صبر اگر یار بود در غم دل اهلی را
گر تو یارش نشوی بس بودش یاری خویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۲ - ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۴ - یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.