خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عاشق واقعی باید مانند فرهاد از جان بگذرد و در راه عشق، قلندر باشد. همچنین، اشارهای به گذشت و پاکی در عشق دارد و از ستمگری در عشق ابراز تأسف میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
شماره ۸۸۴ - یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
هرکه شد خورشید باید ذره پرور بودنش ۱
پیش ما سهل است چون فرهاد ترک جان ولی
حیف باشد خسرو خوبان ستمگر بودنش ۲
ما بهمت چون سکندر دست شستیم از حیات
تا نباید آب خضر از ما مکدر بودنش ۳
دست و پا نتوان زدن در بحر عشق از زیرکی
غرقه طوفان چه حاصل از شناور بودنش ۴
در طریق عاشقی اهلی سر و سامان مجوی
هرکه این ره میرود باید قلندر بودنش ۵
هرکه شد خورشید باید ذره پرور بودنش ۱
پیش ما سهل است چون فرهاد ترک جان ولی
حیف باشد خسرو خوبان ستمگر بودنش ۲
ما بهمت چون سکندر دست شستیم از حیات
تا نباید آب خضر از ما مکدر بودنش ۳
دست و پا نتوان زدن در بحر عشق از زیرکی
غرقه طوفان چه حاصل از شناور بودنش ۴
در طریق عاشقی اهلی سر و سامان مجوی
هرکه این ره میرود باید قلندر بودنش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۳ - من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۵ - کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.