خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و ناامیدی از وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از جفای زمانه و فلک شکایت دارد و با وجود درد درونی، تسلیم نمیشود. همچنین به مفاهیمی مانند توبه نکردن از عشق، بیوفایی بخت و مقاومت در برابر سختیها اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. درک کامل شعر نیاز به شناخت ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۶۰۴ - چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد
چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد
خیال خال تو از دل برون نخواهد شد ۱
جفا بر اهل محبت ز گردش فلک است
فلک بطالع ما واژگون نخواهد شد ۲
بروزگار شدم بت پرست و توبه ز عشق
بروزگار شود هم کنون نخواهد شد ۳
مباد کز سر کویت روم و گر بروم
بغیر بخت بدم رهنمون نخواهد شد ۴
چو لاله ظاهر حالم بجرعه یی خوش کن
اگر چه مرهم زخم درون نخواهد شد ۵
اگر چه باد فنا بیستون ز جای برد
غبار کوهکن از بیستون نخواهد شد ۶
به زخم هجر نهادیم همچو اهلی دل
طمع ز وصل بریدیم چون نخواهد شد ۷
خیال خال تو از دل برون نخواهد شد ۱
جفا بر اهل محبت ز گردش فلک است
فلک بطالع ما واژگون نخواهد شد ۲
بروزگار شدم بت پرست و توبه ز عشق
بروزگار شود هم کنون نخواهد شد ۳
مباد کز سر کویت روم و گر بروم
بغیر بخت بدم رهنمون نخواهد شد ۴
چو لاله ظاهر حالم بجرعه یی خوش کن
اگر چه مرهم زخم درون نخواهد شد ۵
اگر چه باد فنا بیستون ز جای برد
غبار کوهکن از بیستون نخواهد شد ۶
به زخم هجر نهادیم همچو اهلی دل
طمع ز وصل بریدیم چون نخواهد شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۳ - خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد
گوهر بعدی:شماره ۶۰۵ - بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.