خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تضادها و پارادوکسهای زندگی سخن میگوید. شاعر در آن به توصیف صحنههایی مانند زاهد در حرم و میکده، رزم و عشق، و درد و درمان میپردازد. تصاویر شاعرانه مانند شعاع شمع فلک، خال و خط فتنهانگیز، و طبیب با ناوکهای غمزه، از عناصر کلیدی این شعر هستند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها مانند 'فتنه خال و خط' یا 'ناوک غمزه' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک دارند.
شماره ۶۰۵ - بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
شبش به میکده دیدم دری دگر میزد ۱
خوش آنکه در ره خود روی چون رزم میدید
ز نعل مرکب خود سکه یی بزر میزد ۲
شعاع شمع فلک پیش آتشین رویش
به صد هزار زبان بانک الحذر میزد ۳
خراب فتنه خال و خطش نه امروزم
که در دل ازل این تخم فتنه سر میزد ۴
ز خار پای کشیدن از آن کشیدم دست
که زخم سوزنم از طعنه بیشتر میزد ۵
خوش آن طبیب که اهلی چو مرهمی میجست
هزار ناوکش از غمزه بر جگر میزد ۶
شبش به میکده دیدم دری دگر میزد ۱
خوش آنکه در ره خود روی چون رزم میدید
ز نعل مرکب خود سکه یی بزر میزد ۲
شعاع شمع فلک پیش آتشین رویش
به صد هزار زبان بانک الحذر میزد ۳
خراب فتنه خال و خطش نه امروزم
که در دل ازل این تخم فتنه سر میزد ۴
ز خار پای کشیدن از آن کشیدم دست
که زخم سوزنم از طعنه بیشتر میزد ۵
خوش آن طبیب که اهلی چو مرهمی میجست
هزار ناوکش از غمزه بر جگر میزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۴ - چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۶۰۶ - شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.