خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنج و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از درد عشق و بیوفایی معشوق شکایت میکند و تأثیرات عشق را بر زندگی خود توصیف مینماید. همچنین، به مفاهیمی مانند گناه، رستگاری و تأمل در هستی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۷۵ - چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
روشنی جهان شود خانه من سیه کند ۱
گر چه بتان سنگدل رحم بگریه کم کنند
چشمه اشک عاقبت در دل سنگ ره کند ۲
دانه خال نیکوان تخم گنه شود ولی
مستی شوق آدمی کی حذراز گنه کند ۳
در ره عشق میرود کعبه بباد نیستی
مست غروربین که چون تکیه بخانقه کند ۴
خواری گلرخان مرا عبرت خلق کرده است
دم نزد ز عاشقی هر که مرا نگه کند ۵
اهلی شب نشین نفس بی رخ دوست کی زند
مرغ سحر ببوی گل ناله صبحگه کند ۶
روشنی جهان شود خانه من سیه کند ۱
گر چه بتان سنگدل رحم بگریه کم کنند
چشمه اشک عاقبت در دل سنگ ره کند ۲
دانه خال نیکوان تخم گنه شود ولی
مستی شوق آدمی کی حذراز گنه کند ۳
در ره عشق میرود کعبه بباد نیستی
مست غروربین که چون تکیه بخانقه کند ۴
خواری گلرخان مرا عبرت خلق کرده است
دم نزد ز عاشقی هر که مرا نگه کند ۵
اهلی شب نشین نفس بی رخ دوست کی زند
مرغ سحر ببوی گل ناله صبحگه کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۴ - در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۶ - زلف قلابش ز کف دلها چو ماهی میبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.