خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، دلبستگی، درد فراق و امید به وصال سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان انسان میگوید و از قدرت عشق در رساندن انسان به مقامات معنوی یاد میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و معراج معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۶ - زلف قلابش ز کف دلها چو ماهی میبرد
زلف قلابش ز کف دلها چو ماهی میبرد
قلاب در دل میزند خواهی نخواهی میبرد ۱
ایکاش باز آید که شد چشمم سفید اندر رهش
آب حیاتی کز نظر نقش سیاهی میبرد ۲
گر نقد دولت بایدت رو سوی عشق آورد که عشق
دست گدایان میکشد در گنج شاهی میبرد ۳
اشکم که دعوی میکند در شرح عشق از خون دل
پر گالهای خون ز دل بهر گواهی میبرد ۴
هرگز نخواهد باغبان این خسته را در گلستان
کاب رخ گلهای او این رنگ کاهی میبرد ۵
اهلی حریم وصل او معراج اهل دل بود
مارا به معراجی چنین لطف الهی میبرد ۶
قلاب در دل میزند خواهی نخواهی میبرد ۱
ایکاش باز آید که شد چشمم سفید اندر رهش
آب حیاتی کز نظر نقش سیاهی میبرد ۲
گر نقد دولت بایدت رو سوی عشق آورد که عشق
دست گدایان میکشد در گنج شاهی میبرد ۳
اشکم که دعوی میکند در شرح عشق از خون دل
پر گالهای خون ز دل بهر گواهی میبرد ۴
هرگز نخواهد باغبان این خسته را در گلستان
کاب رخ گلهای او این رنگ کاهی میبرد ۵
اهلی حریم وصل او معراج اهل دل بود
مارا به معراجی چنین لطف الهی میبرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۵ - چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۷ - گرسنه شرح زخمت گوید گنه ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.