خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان درد و رنج عشق، افسردگی ناشی از جدایی، و امید به وصال معشوق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان عاملی سوزاننده یاد میکند که حتی از مرگ هم دردناکتر است. همچنین، او از تنهایی و حسرت خود سخن میگوید و آرزو میکند که درد عشق در دلش باقی بماند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند درد عشق و افسردگی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین باشد.
شماره ۵۷۴ - در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
تا روز قیامت رخ او زرد بماند ۱
دوزخ به از افسردگی صحبت خامان
ای عشق مهل کاتش ما سرد بماند ۲
گردی است تر ابر دل از این سوخته خرمن
ترسم که نمانم من و این گرد بماند ۳
در سینه ام از عشق تو دردی است مگو چیست
بگذار که تا در دلم این درد بماند ۴
گر در همه عالم زند آتش رخ ساقی
افسرده دل صومعه پرورد بماند ۵
تا کی دلم از طلمت بخت سیه خود
در حسرت خورشید جهانگرد بماند ۶
در وادی وصل تو رسد اهلی محزون
آن روز که از خلق جهان فرد بماند ۷
تا روز قیامت رخ او زرد بماند ۱
دوزخ به از افسردگی صحبت خامان
ای عشق مهل کاتش ما سرد بماند ۲
گردی است تر ابر دل از این سوخته خرمن
ترسم که نمانم من و این گرد بماند ۳
در سینه ام از عشق تو دردی است مگو چیست
بگذار که تا در دلم این درد بماند ۴
گر در همه عالم زند آتش رخ ساقی
افسرده دل صومعه پرورد بماند ۵
تا کی دلم از طلمت بخت سیه خود
در حسرت خورشید جهانگرد بماند ۶
در وادی وصل تو رسد اهلی محزون
آن روز که از خلق جهان فرد بماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - جان هلاک از شوق و یار از دیه ما میرود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.